لینک صفحه آداب ماه رمضان مردم داراب در نشریه روزنما
لینک صفحه آداب ماه رمضان مردم داراب در نشریه روزنما
برشی از موقعیت محلات داراب و فعالیت هایی که در آن ها انجام می شده است
در صورتی که اشکالی در تصویر مشاهده نمودید لطفا در همین پست اطلاع رسانی فرمایید.
فرودگاه داراب فارس.سوابق و گذشته
https://www.mediafire.com/file/gxcchykfoap81ae/DARAB_AIRPORT-1.avi/file
از میان علمای بزرگ شهر داراب، وجه متمایز آیت الله میرزا محمد حسین فاطمی را باید بر اساس خصایص متمایزش برشمرد و بی باکی او را باید زائیده ی صفتی ارثی از پدرش میرزا عبدالکریم، شاعر به نام دارابی( با تخلص خاکسار)، در هنگامه ی حکومت ناصرالدین شاه دانست که از جور حاکم داراب(ابن نعیم) شعری به نام شاه قاجار با این مطلع می نگارد که:
" ای پادشاه ملک ز ابن نعیم داد-کو خاک پاک مملکتت را به باد داد"
مردی که به مدت چهل سال به مردم داراب خدمت نمود و امرار معاشش با زراعت و کاشت جو گره خورده بود و با احکام یازده نفر از علمای زمانه خویش من جمله؛ محمدتقی موسوی خوانساری، محمدالحسینی کوه کمری، محمد تقی موسوی و محمدالحسنی ابن علی و شیرازی اجازه ی پیگیری و انجام امور شرعی را اخذ نمود تا در مقابل چهره های خشن، قلدر، جاهل و زورگوی دهه ی بیست خورشیدی داراب ایستادگی نماید و هرگز در مقابل آنان سر تعظیم فرود نیاورد.

در بخشی از این اجازه نامه که از طرف جمعی از علمای فوق می باشد، آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین و الصلوه و السلام علی محمد و آله الطاهرین
اما بعد چون جناب مستطاب سیدالعلماء العظام عماد الاعلام ثقه الاسلام آقای سیدمحمد حسین فاطمی مقیم داراب دامت افاضاته دارای مقامات عالیات علوم دینیه و عملییه می باشند علاوه بر مقامات زهد و تقوی که در سرشت مشارالیه تمرکز یافته، لذا از جانب احقر مجاز و ماذون می باشند تصدی امور حسبیه بنمایند....
او با مرحوم سیدعبدالحسین لاری نیز همراه و هم زبان بود تا جایی که از وی نیز اجازه ی انجام امور شرعی داشت.
در سال 1327 خورشیدی هنگامی که یکی از جراید وقت با انگیزه ی دخالت در انتخابات حوزه لار در اقدامی ناشایست به سید فقید عبدالحسین لاری و وابستگان وی توهین نمود، جمعی از علمای حوزه علمیه شهرستان داراب من جمله؛ آقایان سیدمحمدحسین فاطمی، محمد مدرس، غلامحسین امامی، محمدعلی الحسینی نسابه، محمدعلی عندلیبی، محمد مدرس و محمد حسین امامی بدان واکنش نشان دادند و طی نامه ای مبسوط مراتب اعتراض خود را به مطالب مندرج در جریده مربوطه اعلام نمودند.
زنده یاد فاطمی برای مدتی امام جمعه داراب و امام جماعت مسجد جامع بود و به همین دلیل دائماً با خوانین و اربابان رعیت کش در تنشی مستمر و در مبارزه ای آشکار بود.

نامه ای از ایشان در دسترس می باشد که از رفتار زشت مأمورین بخشداری و ژاندارمری داراب شکایت نموده و بی کفایتی آنان را به خوبی گوشزد نموده است.
افراد بخشداری برای وی ایجاد مزاحمت می کردند و با هم دستی چند نفر از مأمورین ژاندارمری حتی بخشی از وسایل منزل ایشان را به سرقت بردند اما خللی در اراده وی ایجاد نشد.
از درگیری با نماینده ی بی لیاقت وقت داراب در مجلس شورای ملی تا بخشدار سفارشی و رئیس بی کفایت ژاندارمری شهر همگی به دلیل اعتقاد وی به دفاع از حقانیت مردم داراب در مقابل آنان بود و بس.

یکی از آثار خیر وی صحرای پوشنج است که سال ها پیش به عنوان قبرستان استفاده می شد و آرامگاه این عالم وارسته نیز در همین محل قرار دارد.
بر سنگ آرامگاهش تاریخ وفات ایشان دهم دی ماه سال 1338 خورشیدی ذکر شده است.
داراب طی سال های 1327 و 1328 با حوادث زیادی همراه بود من جمله در سال 1327 و با افزایش سرقت از منازل و مغازه ها و بروز نا امنی عمومی در شهر، ستوان پرتو به ریاست ژاندارمری داراب منصوب و پس از مدتی به علت ایجاد رعب و وحشت و اذیت و آزار مردم از سمت خود برکنار شد.
در همین سال جمعی از مردم داراب خواستار تأسیس شهربانی شدند.
در بهار سال 1328 آقایان مهندسین سمیعی، فرش و سهراب به نمایندگی از سازمان برنامه و همچنین آقایان ریاحی و اجودانی به نمایندگی از بانک صنعتی به استانداری فارس وارد شدند تا در خصوص نصب کارخانه در داراب و فسا بررسی های لازم را بعمل آورند.
اتحادیه همگانی و نمایندگان فارس عصر همان روز در مهمانخانه سعدی شیراز تشکیل جلسه داده تا موضوع را بررسی نمایند. پرهام، استخر، آیت اله زاده، بهبهانی و مزارعی به همراه سمیعی از جمله حاضرین در این جلسه بودند.
با توجه به این که دولت تصمیم داشت کارخانه قند را به رضائیه منتقل نماید، اعتراض جراید فارس و از جمله نماینده وقت مانع از انجام این کار و نهایتاً کارخانه قند به فسا رسید.
این تصمیم حواشی زیادی به همراه داشت و پس از آن کشاورزان داراب از کاشت چغندر قند در زمین های کشاورزی خودداری نمودند.
جلیل سلمان(چن ون)-یکی از قدیمی ترین آیین های ملی ایرانیان برگزاری جشن نوروز می باشد که از دیرباز مورد توجه بوده و هر سال با فرا رسیدن سال نو همه مردم کشور عزیزمان ایران این آیین را گرامی می دارند.جشنی باستانی که سابقه برگزاری آن بسیار کهن و قدیمی می باشد.
مردم شهر داراب در استان فارس نیز هر سال با رسیدن فصل بهار این جشن را برگزار می کنند و همچون دیگر هموطنان عزیزمان برای گردش به طبیعت می روند و ضمن انجام بازی های بومی و محلی به تفریح مشغول می شوند.غذای اصلی در این روز باقالی پلو همراه با ماست و سبزی می باشد و در کنار آن به صرف کاهو و نارنج نیز می پردازند.
عموم مردم ایران در روز سیزده بدر یعنی سیزدهمین روز سال نو به گردش می روند اما مردم شهر داراب علاوه بر روز سیزدهم فروردین ماه، در پنجمین روز از فروردین نیز به گردش و تفریح می روند و اهمیت روز پنجم نوروز نزد مردم داراب از سیزده بدر بسیار بیشتر است.
پنجِ فروردین خرامان در بهاران می رسد
روزِ داراب از رسوم شهریاران می رسد
مُلکِ ایران می شود مسرور و شاد از روزِ ما
بلبل مَست از گلستان پای کوبان می رسد
پنجم فروردین ماه، روز داراب، مبارک باد
شعر از : جلیل سلمان
بهار 1404
گاهشمار زندگی حکیم عباس دارابی(ویرایش اول)
عمر: 75 سال
محل تولد:داراب-محله ریگ آباد
نام پدر: محمدتقی(مشهور به میرزا بابا دارابی)
نام طایفه: آقا شفیع دارابی
آثار این طایفه: برکه حاج شفیع در محله ریگ اباد
نام پدربزرگ: میرزا احمد(لنگ)
مشخصات ظاهری: از یک چشم نابینا
اساتید: میرزا محمدنصیر(متولی مدرسه علمیه داراب) در داراب-ملاهادی سبزواری در سبزوار
محل زندگی:داراب-شیراز-سبزوار
مکان های تدریس:
-داراب-محله ریگ آباد
-شیراز-مدرسه خان
-شیراز-حسینیه قوام الملک
وضعیت مالی خانواده:متمول
وضعیت تاهل:تا آخر عمر مجرد
نام برادر:محمد جعفر
نام خادمه در داراب:فاطمه
برجسته ترین شاگردان:
فرصت شیرازی صاحب کتاب آثار عجم-محمدرضا خان قوام الملک-حکیم احمد دارابی-شیخ محمد تقی-شیخ عبدالکریم-حاج میرزا محمدعلی-میرزا احمد پدربزرگش-ملا عبدالله زرقانی-میرزا محمد صادق سروستانی-شیخ محمد کاظم فیروزابادی-سید آقا فیروزآبای-شیخ محمد پیشنماز مسجد گنج شیراز-میرزا جواد منصوی فرزند فسایی صاحب کتاب فارسنامه ناصری...
تولد: 1225 قمری -داراب
تحصیلات مقدماتی: در داراب نزد میرزا محمد نصیر، متولی مدرسه علمیه داراب
مهاجرت از داراب و سفر به شیراز
سفر به عتبات عالیات: در مسیر حرکت راهزنان اموال حکیم را ربوده و وی مجبور می شود به شیراز بازگردد.
-استنساخ "الشواهد الربوبیه " ملاصدرا در مدرسه خان شیراز-سال 1267 قمری
-استنساخ " المشاع" ملاصدرا ، محتملا در شیراز-سال 1267 قمری
-استنساخ" قره العیون فی اعز" فیض کاشانی در شیراز-سال 1269 قمری(عشر اول)
حرکت حکیم عباس به سمت سبزوار جهت حضور در کلاس درس ملاهادی سبزواری(توقف در اصفهان)
-استنساخ " الحشریه" ملا صدرا در اصفهان-سال 1270 قمری
-استنساخ " تفسیر سوره الاعلی" در اصفهان-سال 1270 قمری
حضور حکیم عباس در مدرسه سبزوار و کسب فیض از محضر ملاهادی سبزواری
-استنساخ"الحکمه المتعالیه" ملاصدرا در مدرسه سبزوار-سال 1277 قمری
زمان بازگشت حکیم عباس به شیراز مشخص نیست اما وی قبل از وفات ملاهادی سبزواری به شیراز بازگشته است.باتوجه به این جمله معروف ملاهادی درباره حکیم عباس" این دارابی یک چشم هرآنچه را که در سینه داشتم با خود برد" ...وفات ملاهادی در سال 1289 قمری بوده است.پس حکیم عباس قبل از سال 1289 قمری سبزوار را به مقصد شیراز ترک کرده است.
حضور حکیم عباس دارابی در حسینیه قوام شیراز و تدریس حکمت و فلسفه:
در زمان تدریس حکیم عباس دارابی در حسینیه قوام، درویشی با وی درگیر می شود و حکم ارتداد حکیم از طرف فال اسیری(روحانی صاحب نام شیراز و تخریب کننده قبر حافظ)صادر و عده ای کفن پوشان به قصد اجرای حکم صادره به حسینیه قوام هجوم می برند.حکیم طی نامه ای فرهادمیرزا معتمدالدوله را مطلع و با وساطت وی حکیم عباس به سرعت به داراب باز می گردد.او در داراب به تدریس حکمت و فلسفه ادامه می دهد و مدتی بعد با آرام شدن اوضاع به شیراز باز می گردد.فضل الله لایق سال های تدریس حکیم عباس در شیراز را سال های 1290 تا 1300 قمری دانسته است.
-نگارش کتاب ارزشمند "تحفه المراد" توسط حکیم عباس دارابی به تشویق میرزا محمدرضا خان و برای حسام السلطنه حاکم فارس به سال 1292 قمری.این کتاب شرح قصیده میرفندرسکی است.
-یادداشت حکیم عباس دارابی در کتاب تحفه المراد اهدایی به میرزا جواد منصوری، فرزند صاحب کتاب فارسنامه ناصری در شیراز به سال 1294 قمری
-وفات حکیم عباس دارابی: 1300 قمری شیراز
محل دفن: سمت راست مقبره حافظ شیرازی در حافظیه.
-دیگر آثار حکیم عباس دارابی که دارای تاریخ نیستند:
الف-شرح دعای کمیل
ب-شرح دعای رجب
ج-حاشیه ای بر اسفار ملاصدرای شیرازی
د-استنساخ گلشن راز
-باید یاد نمایم از جناب فضل الله لایق ، فرماندار سابق فیروزآباد (در دوره پهلوی دوم)که با خط بسیار زیبای خود در سال 1337 و در دوران وزارت آقای حکمت بر وزارت فرهنگ اقدام به چاپ کتاب تحفه المراد حکیم عباس نمود.
-نکته مهم:نسخه استنساخ شده "تفسیر سوره الاعلی" ملاصدرای شیرازی دارای تاریخ 1207 قمری در مرکز اسناد و کتابخانه ملی می باشد و توسط حکیم عباس در محروسه اصفهان نوشته شده .با توجه به اینکه جملات پایانی این نسخه عیناً مثل نسخه الحشریه(1270 قمری، در محروسه اصفهان) می باشد محتملاً تاریخ 1207 قمری غلط بوده و تاریخ 1270 قمری صحیح می باشد.مطابق اسناد موجود بعید به نظر می رسد حکیم عباس بیش از 75 سال عمر کرده باشد.
جلیل سلمان/پاییز و زمستان 1403 خورشیدی.داراب
نوروز زر خرید
جلیل سلمان(چِنُ وِن)-شهریورماه سال 1402 بود که یک خط از یک داستان نیمه تمام توجهم را در گوگل بوک به خود جلب نمود و تلاشم برای یافتن اصل این داستان چند هفته به طول انجامید و بعد از مدتی موفق به یافتن سر نخی از آن در شماره نوروزی روزنامه کیهان سال 1358 شدم. اما آنجا نیز به نظر می رسید داستان کامل نباشد و گمان کردم اصل داستان از دکتر جلالی باشد، اما با دیدن بخش هایی از آن مطلب در سال پانزدهم مجله قدیمی خواندنیها متوجه شدم صاحب اصلی داستان، استاد حسین مسرور (سخنیار اصفهانی) نویسنده و صاحب کتاب های ارزشمند تاریخی نظیر؛ محمود افغان در راه اصفهان، ده قزلباش، سرگذشت لطفعلی خان و ...می باشد.پیگیری های بعدی نهایتاً مرا به کتابی رسانید که اصل داستان با نام "نوروز زر خرید" از آنجا نشأت گرفته بود.
" چِنُ وِن " یکی از اصطلاحات مردم داراب و به معنای کنجکاوی بیش از حد و بهم ریختن اسباب و اثاثیه است.البته هدف این وبلاگ کنکاش، تحقیق و جستجو و پژوهش است.