چِنُ وِن
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


بارانِ لطف خدا بر تن خسته ی داراب نشست و گرد و غباری یکساله را از چهره شهر زدود. چه خدای مهربانی! چه خدای قشنگی! انگار صدای مردم ما را شنیده است. خوب تر نگاه می کنم، داراب این روزها نفس عمیق می کشد. خیابان های پر تردد شهر بوی بهار نارنج به خود گرفته و مردم شهرِ امید دوان دوان دل های پاکشان را آذین می بندند. مغازه ها از همیشه بازترند و کسبه لبخندشان را از انبارها بیرون کشیده اند و خرج مردم شهر می کنند. خدا را شکر که مردم به لطف بهار می خندند. بچه ها به دنبال کودکی شان پیاده روی خیابانها را شادمانه قدم می زنند و بهانه هایشان را رو می کنند و پدران و مادرانی که بیاد دوران کودکی خودشان تسلیم امر و نهی های کودکانشان می شوند. مشام شهر پر از بوی تازگی است. شلوارهای جین نفس پاساژهای داراب را گرفته اند. و انگشتان دست خیاطهای قدیمی شهر تندتر از همیشه حرکت می کنند و شلوارهایی که تند و تند پشت پرده ها تن صاحبانشان را می پوشانند. صدای چرخ خیاطی این روزها شنیدنی است. یادش بخیر روز اول عید، خانه ی مادر بزرگ و پدر بزرگ پر بود از هیاهوی خاله ها و دایی ها و عمه ها، عموها و پسر عموهایی که هم رنگ و هم زبان خودمان بودند. بوی اسپند و صدای شکستنش نویدبخش دست مهربان مادری بود که پیشانی کودکانه مان را با اسپند سوخته سیاه می کرد تا چشم های حسود کور و بدیها دور شوند. همهمه هایی نه چندان غریب که تا ظهر تمام اتاق های خانه پدربزرگ را تجربه می کردند. پچ پچ زنها که بلند می شد صدای شکستن تخمه و خوردن آجیل هم فضای اتاق پذیرایی کهنه و قدیمی خانه را پر می کرد. دیوارهای گِلیِ رنگ و رو رفته هشدار می دادند که مراقب لباس هایمان باشیم، اما پشت کمرمان همیشه خاک آلود بود. و پولِ عیدیِ اندک اما مهم بزرگترها. نگاهمان به قرآنها بود. قرآن را بیشتر از همه دوست داشتیم، هنوز هم عاشق قرآن های قدیمی خانه هستیم. اسکناس های رنگی، عیدی 10 تومانی دوران ما و حالا عصر مدرنِ کارت های هدیه. نحوه نگاهمان به بزرگترها هشدار می داد که دست به جیب شوند. گاهی دیر می شد و بغض مان می گرفت و کز می کردیم تا بالاخره دو ریالی بزرگترها می افتاد و عیدی مان را می دادند. ما همان بچه های کوچکِ چشم انتظار بودیم که اگر بدون عیدی به خانه می رفتیم تا شب صدای غرغرمان بالا بود. و دسته های اسکناس و شمارش چندین باره آنها.10 تومن خاله داده، 5 تومن عمه داده، 15 تومن دایی و بابابزرگ 20 تومانی! بوس بده عیدی بگیر بازار داغی بود که حالا کمرنگ شده است. و گاهی مارکهای آویزان پشت شلوارهای جین بچگی، تابلوبازی کودکانه سال نو، بی خیال همه دردها و غصه های بزرگانه. حالا گاهی پسر عموها هم همدیگر را نمی شناسند و پسر خاله هایی که با هم غریبی می کنند. تنها نقطه اتصالشان گوشی موبایل، تبلت و نرم افزارهایی است که نه عاطفه را می شناسند و نه نسب و نه هم خونی را. حس غریبانه ای است نسلِ جدید، کامران و هومن آشناترند تا خاله و دایی و عمه!!! خدا را شکر که امسال کوزه های سبزه بوی راضیه گرفته اند و اسپندها بوی فاطمه(س). سینی شربت بچه های هیئتی به لطف فاطمه(س) شکر ریز ایام نوروز شده اند. بهار پارسیِ امسال، بهارِ فاطمی است.

سال نو بر شما مبارک.عیدی ما فراموش نشود.
مهرتان پاینده باد-جلیل سلمان


برچسب‌ها: داراب, عید نوروز
[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:19 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: فارس, داراب, عکس
[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 7:44 ] [ جلیل سلمان ]
کشور ترکیه (کاپادوکیه) در گذشته از لحاظ تاریخی، نظامی و سیاسی اهمیت بسیار ویژه ای داشته است تا جائیکه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران را در دل خود رقم زده و این حادثه بزرگ که مایه شوکت و عزت ایرانیان است را به دیواره صخره ها و کوهها کشانده و مورخان بسیاری آنرا در کتب خود به ثبت رسانیده اند.
در جنوب ترکیه فعلی و در شمال شرقی «عین العرب» سرزمینی به نام «اورفا» جای خود را در نقشه های کهن باز نموده تا جایگاه بسیار ویژه ای در میان ایرانیان و رومیان داشته باشد. یادآوری این نام هر قدر برای مردم ایران شیرین باشد برای رومیان از زهر نیز تلخ تر است.


برچسب‌ها: داراب, ادسا, نقش شاپور, ساسانیان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:24 ] [ جلیل سلمان ]

منبع: داراب آنلاین-تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند1393


برچسب‌ها: داراب, رستاق, پاک سازی از زباله
[ شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:23 ] [ جلیل سلمان ]

 به نقل از داراب آنلاین:

در این نمایشگاه که از 15 تا 21 اسفند ماه در ولی عصر داراب برپا می باشد آثار نقاشی، خوشنویسی، گرافیک، عکس، صنایع دستی و ... از هنرمندان به نمایش گذاشته شده است.


برچسب‌ها: داراب, بازارچه هنری
[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:32 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: داراب, سیمان
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:14 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: داراب, جشن 22 بهمن
[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:3 ] [ جلیل سلمان ]

2

 

 


برچسب‌ها: داراب, 22 بهمن, 93
[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:17 ] [ جلیل سلمان ]

بالاخره پس از مدتها انتظار کتاب فاخر و ارزشمند " داراب در سفرنامه ها، خاطرات و کتب جغرافیایی " به همت بلند و مثال زدنی آقایان « غلامرضا بهنیا(کلاه کج) » و« ضیاء کمانه » به طبع چاپ رسید و بار دیگر محفل زمستانه علاقمندان به کتب تاریخی در داراب را گرم نمود.


کتاب " داراب در سفرنامه ها، خاطرات و کتب جغرافیایی " علاوه بر اینکه به یادداشت ها و ثبت نظریات و دیدگاه های  سیاحان مختلف خارجی و داخلی در خصوص داراب می پردازد، حاوی اسناد و مدارکی است که در زمان خود تاریخ ، فرهنگ و نوع زندگی مردمان ساکن داراب را نیز در خود جای داده است.



 

 آقایان « غلامرضا بهنیا(کلاه کج) » و« ضیاء کمانه » آنقدر برای گردآوری این مطالب متحمل رنج و زحمت شده اند که بعنوان یکی از مطلعین باید اعتراف نمایم اگر پشتکار و اراده آنان نبود این کتاب هرگز به چاپ نمی رسید.


روحیه خستگی ناپذیر ایشان در جمع آوری کتاب های تاریخی از یک سو، اصلاح، ویرایش و منظم نمودن مطالب از سویی دیگر منجر به ارائه کتابی فاخر گردید که در این مجال اندک امکان پرداختن به آن نیست اما تنها مطلبی که می توان در قدردانی از زحمات این دو عزیز نقل نمود -عرضِ خسته نباشیدی جانانه- به آنان است.
کتاب" داراب در سفرنامه ها، خاطرات و کتب جغرافیایی " شما را به دوران مختلف تاریخی می برد، گاهی صفویه و گاهی قاجار و گاهی دیرتر. مارکوپولو، اوژن فلاندن، دلاواله، دیتریش هوف، اوزلی، موریه، ابوت، سرپرسی سایکس و دیگرانی چند همگی در این کتاب جمع شده اند تا یکبار دیگر تاریخ شگفت انگیز داراب را در زمان خود برای شما حکایت نمایند.
این کتاب در دویست و هشت صفحه توسط انتشارات ذکری قم و در 1000 نسخه به چاپ رسیده  و هم اکنون در کتاب فروشی های داراب در معرض دید علاقمندان قرار دارد.
"وبلاگ چن ون" برای آقایان « غلامرضا بهنیا(کلاه کج) » و« ضیاء کمانه » و همه عزیزانی که در راه معرفی تاریخ بی بدیل این شهرستان تلاش می نمایند آرزوی سربلندی و موفقیت  می نماید.
مطالعه این کتاب جذاب را به همه خوانندگان عزیز توصیه می نماییم.


برچسب‌ها: کتاب, داراب در سفرنامه ها, کمانه, بهنیا
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:22 ] [ جلیل سلمان ]

جلیل سلمان - در پژوهش های تاریخی، گاهی کلمات حرف اول را می زنند و گاهی تصاویر، اما مهم این است که هر یک از آنها به نوبه خود بتواند گوشه ای از هویت تاریخی ما را نمایان سازد.
« کتاب ارزشمند صوره الارض، اثر ابوالقاسم محمد بن حوقل نصيبى ابن حوقل، سياح معروف و جغرافى‏ دان عرب، متعلق به قرن ۴ هجری است كه توسط آقاى جعفر شعار به فارسى ترجمه شده است.مترجم، در ابتداى كتاب، طى مقدمه ‏اى به معرفى مولف، اهميت كتاب، روش ترجمه و همچنين نسخه‏ هاى متن عربى كتاب اشاره كرده است.
اين كتاب ترجمه تمام صورة الارض نيست، بلكه تنها قسمت مربوط به ايران در سيزده فصل به فارسى درآمده است. در فصل اول «درياى فارس» اگر چه بخشى از مطالب مربوط به كشورهاى عربى مجاور درياى فارس است؛ امّا چون بيشتر مطالب به جغرافياى ايران ارتباط داشت، همه فصل ترجمه گرديده است. براى حفظ امانت، در ترجمه كتاب دقت كامل معمول گرديده است تا مفهوم عبارات آنچنان كه مراد مؤلف بوده، به فارسى درآيد، ازاين‏ رو هر جا عبارت كتاب به نظر نگارنده مبهم بوده، در حاشيه تذكر داده شده است.

                                                نقشه ایران در قرن چهارم هجری

ضبط نام‏ه اى كشورها و ولايات و شهرها و ديه‏ ها كه اغلب فارسى هستند و در متن عربى رنگ عربى به خود گرفته ‏اند، همچنان حفظ شده است منتهى نام مصطلح در فارسى كه با مراجعه به منابع ديگر به دست آمده، در داخل كمانك درج شده است؛ هچون عبادان (آبادان) و نشوى (نخجوان) و جز اين‏ها.
مبناى ترجمه كتاب نسخه چاپ ليدن است كه به طبع انتقادى رسيده و اختلافات نسخ در حاشيه آن آمده است. در ترجمه حاضر نيز براى تكميل فايده نسخه بدل‏ها به جز مواردى كه ذكر آنها سودى نداشت يا بى‏ پايه و نادرست بود، ذكر گرديد تا پژوهشگر را در به دست آوردن صورت درست نام‏ه اى اماكن يارى كند و به خواننده اطمينان خاطر بخشد. ابن حوقل؛ چون ديگر جغرافى‏ نويسان قديم، عموما به جاى ايالت يا استان امروزه «كوره» گفته است، و مترجم با توجه به مصداق و موارد استعمال كلمه لغت «ولايت» را برگزيد.
ياقوت در مقدمه معجم‏ البلدان (چاپ ليدن ج ١ ص ٣٩) به نقل از حمزه اصفهانى می آورد: «كوره اسمى است فارسى خالص، كه به قسمى از اقسام استان اطلاق مى‏شود، و عرب آن را گرفته و نام استان قرار داده است ... ازاين‏رو كوره و استان يكى است. آن گاه گويد: به نظر من كوره هر سرزمينى است كه چند قريه را شامل گردد، و اين قريه‏ ها قطعا بايد قصبه‏ اى يا شهرى يا رودخانه ‏اى داشته باشند كه كوره بدان نام خوانده شود، چنان كه دارابجرد شهرى است در فارس، و توابع وسيعى دارد.

                                            نقشه فارس در قرن چهارم هجری

اين شهر با توابع خود كوره دارابجرد ناميده میشود، و مانند نهر الملك كه رودى بزرگ است و از فرات بيرون مى ‏آيد و در دجله مى‏ ريزد و داراى سيصد قريه است و همه آنها را مجموعا نهر الملك خوانند.»
ابن حوقل مولف کتاب ، به دانش جغرافیا علاقه فراوان داشته، چنانکه خود می گوید: « از هنگام جوانی به خواندن کتاب های مسالک و ممالک سخت دلبسته بودم، و مراد من آن بود که به چگونگی آداب و سنن و معارف و علوم و مذاهب گوناگون آگاه باشم.»
***
منبع: صوره الارض، ابن حوقل-شعار، جعفر-بخش مقدمه و معرفی کتاب


برچسب‌ها: داراب, فارس, نقشه, قرن چهار
[ سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:8 ] [ جلیل سلمان ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

" چِنُ وِن " یکی از اصطلاحات مردم داراب و به معنای کنجکاوی بیش از حد و بهم ریختن اسباب و اثاثیه است.البته هدف این وبلاگ کنکاش، تحقیق و جستجو و پژوهش است.
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس