چِنُ وِن
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید



برچسب‌ها: همایش, دارابی ها, تهران
[ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 7:55 ] [ جلیل سلمان ]

از هنگامی که سنت ها، آیین ها، مناسبت ها و بازی ها بهمراه آوازها و روزهای خاص از دایره ی شهرهای کوچک خارج شده و صفحات دفاتر یونسکو را اشغال کردند تا به امروز زمان زیادی می گذرد و همه کشورهای جهان می کوشند تا ظرفیت های فرهنگی و معنوی خود را به هر نحو ممکن مقابل چشم جهانیان به نمایش گذارده و آنرا به نام کشور خود ثبت و ضبط نمایند. این در حالی است که کشور بزرگ و تاریخی ایران با توجه به ویژگی های خاص اقلیمی و فرهنگی و با دارا بودن ظرفیت های فراوان و متعدد برآمده از فرهنگ غنی چندین هزار ساله بعنوان یکی از شاخص ترین کشورهای تاریخی جهان قدم های اندکی در خصوص ثبت و ضبط میراث های فرهنگی و معنوی خود برداشته است و آمار منتشره از سوی سازمان یونسکو نیز تا حدودی این ضعف را نمایان می سازد. بنظر می رسد همانقدر که میراث های تاریخی دارای اهمیت هستند، میراث های فرهنگی و معنوی نیز مورد توجه قرار گرفته و گاهاً بر سر ثبت و ضبط آنها در میان کشورهای یک حوزه جغرافیایی مشخص با مشترکات فرهنگی نزدیک به هم نیز نزاع و کشمش در می گیرد. در میان شهرهای استان فارس خوشبختانه شهرستان داراب به دلیل دارا بودن آثار تاریخی، فرهنگی و معنوی فراوان همواره مورد توجه پژوهشگران داخلی و خارجی بوده و اغلب آثار آنان نشان می دهد که این شهر تاریخی ظرفیت های ناشناخته فراوانی را در دل خود به امانت نگاه داشته است. از جمله موارد قابل اشاره که چند سالیست جایگاه ویژه ی خود را در میان فرهیختگان و علاقمندان به تاریخ داراب تثبیت نموده،  مبحثی به نام " روزِ داراب" است. هر چند که این روز تاکنون به ثبت نرسیده و نیازمند شناسایی بیشتر و معرفی بیش از پیش می باشد اما ارزش و اهمیت این روز نزد مردم داراب غیر قابل کتمان است. نامگذاری روز پنجم فروردین ماه به نام "روزِ داراب" برآمده از ذوق و سلیقه ی گروهی متشکل از فرزندان خوش فکر داراب می باشد که برای نخستین بار در سال 1391 در یادداشت منتشره در یکی از روزنامه های محلی داراب و باز نشر آن در فضای مجازی حرکتی ماندگار را آغاز نمودند که منجر به برگزاری اولین جشنواره و گردهمایی تحت همین نام در سال 1393 در شهر باستانی دارابگرد گردید و این موضوع نوید دهنده این است که محکم ترین گام در جهت معرفی این روز میمون برداشته شده است.

 

 

اما همانطور که همگی واقفیم این موضوع به تنهایی کافی نبوده و لازم است تا با تطبیق جشن روز پنجم فروردین ماه مردم داراب با آیین های موجود در ایران باستان شکلی تازه به آن بخشید و با بررسی و ارائه مستندات تاریخی جهت ثبت و ضبط "روزِ داراب" به نام شهرستان داراب که برآمده از پنج فروردین می باشد اقدام نمود. خوشبختانه در سال 1386 در کتابی تحت عنوان "جشنهای ملی ایرانیان" به میزان اهمیت و نوع رویکرد مردم داراب نسبت به روز پنجم فروردین ماه بخوبی اشاره شده است. رضا دشتی، نویسنده کتاب "جشنهای ملی ایرانیان" از صفحه 66 به بعد آورده است :" مردم شهرستان داراب فارس روز پنجم فروردین برای شادی و جشن به صحرا می روند آن روز را روز علفه (روز پنجم) می نامند و به نوعی پیشوازی است از روز ششم فروردین که عید بزرگ یا عید خردادی بوده است." وی ادامه می دهد:"  اهمیت این روز در بین مردم داراب بیشتر از اهمیت سیزده بدر می باشد". هر چند که در توضیح مطلب نقل شده باید گفت "روز علفه" عمومیت بیشتری دارد اما روز پنجم فروردین ماه روزی منحصربفرد و فقط مخصوص مردم شهرستان داراب می باشد. بهر حال، روز "پنجِ عید" پای خود را از شهرمان فراتر گذاشته و به کتاب "جشنهای ملی ایرانیان" نیز وارد شده است. البته بطور مشخص اولین کتابی که در آن به نام "روز داراب" اشاره شده است، کتاب آداب و سنن داراب می باشد که در سال 1393 منتشر شده است. از این رو می طلبد تا اساتید محترم تاریخ در شهرستان داراب بخشی از پایان نامه های دانشجویان خود را به بررسی مستندات مربوط به روز داراب و پنجم فروردین ماه و در نگاهی زیباتر به بررسی آداب و رسوم نهفته در میان مردم داراب اختصاص دهند تا اطلاعات بدست آمده جهت استفاده در مستندسازی های آتیِ مربوط به روزِ داراب از درگاهی علمی، تخصصی، قابل اعتماد و قابل اتکاء به دست آمده و در کنار آن مسئولین مرتبط با این حوزه نیز ضمن برنامه ریزی صحیح در انتخاب نوع المانها و چیدمان برنامه های مناسب در برگزاری جشنواره ها و همایش های مخصوص روزِ داراب و از طرفی پژوهشگران و نویسندگان با تحقیق، بررسی و ارائه مستندات تاریخی در قالب مقاله و کتاب و مستندسازان با ساخت فیلم های هر چند کوتاه اما اثربخش و با یاری گرفتن از تحقیقات میدانی و حضور در میان مردم نسبت به ثبت و ضبط این روز اقدام نمایند تا "روزِ داراب" به چشم مردم ایران بیش از پیش آشنا شود. در پایان باید اذعان نمایم بررسی برخی از کتب تاریخی نشان می دهد که روز پنجم فروردین ماه(روزِ داراب) در آیین های ایران باستان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار بوده و به عنوان یکی از شاخص های مطرح در جشن های کهن ایرانی از آن یاد شده است.


***
منابع کمکی: فهرست میراث فرهنگی و معنوی یونسکو، نشریه افسانه داراب
بهمراه کتاب های: آداب و رسوم داراب، جشنهای ملی ایرانیان، آثارالباقیه، ایران در زمان ساسانیان، دین ایران باستان و...


جلیل سلمان


برچسب‌ها: روز داراب, پنجم فروردین
[ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 8:21 ] [ جلیل سلمان ]

تاریخ انتشار : ۹ فروردين ۱۳۹۴
اولین آلبوم رسمی موسیقی داراب به نام «سمیر فتحی پور» به ثبت رسید
به گزارش خبرنگار داراب آنلاین، سمیر فتحی پور خواننده جوان دارابی موفق به اخذ مجوز اولین آلبوم رسمی خود و شهرستان داراب شد.

آلبوم رسمی "سمیر فتحی پور" با نام «پرواز خیالی» با شماره 16085 در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسیده و به زودی توسط موسسه نغمه ماندگار پارس روانه بازار می شود.
قطعات سوژه، بیتاب، نیاز، داری میری، دستای خالی، سکوت، پشیمون، بازیچه، دیوار، عینک دودی و بعد یک عمر در اولین آلبوم رسمی موسیقی شهرستان داراب منتشر می شود.


اشعار آلبوم سمیر فتحی پور را امین آزادی، آینا یعقوب پور، علی پارسا و هانی ملک زاده سروده اند و تنظیم آثار بر عهده کامیار پازوکی، آرش حسینی، محمد حاجیان، علی امیری و مصطفی نصر الهی بوده است.


آهنگسازی آلبوم پرواز خیالی بر عهده امین آزادی، رضا رستمیان، امید جامع، علی پارسا و مسعود رمضانی بوده و کار نوازندگی آن را پیام طونی، بهنام حکیم، فیروز ویسانلو، محسن مرشد، حامد زمانی و بابک یوسفی بر عهده داشته اند.

برای وی و همکارانش آرزوی موفقیت می نماییم.


برچسب‌ها: داراب, موسیقی, سمیر فتحی پور
[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:30 ] [ جلیل سلمان ]

بارانِ لطف خدا بر تن خسته ی داراب نشست و گرد و غباری یکساله را از چهره شهر زدود. چه خدای مهربانی! چه خدای قشنگی! انگار صدای مردم ما را شنیده است. خوب تر نگاه می کنم، داراب این روزها نفس عمیق می کشد. خیابان های پر تردد شهر بوی بهار نارنج به خود گرفته و مردم شهرِ امید دوان دوان دل های پاکشان را آذین می بندند. مغازه ها از همیشه بازترند و کسبه لبخندشان را از انبارها بیرون کشیده اند و خرج مردم شهر می کنند. خدا را شکر که مردم به لطف بهار می خندند. بچه ها به دنبال کودکی شان پیاده روی خیابانها را شادمانه قدم می زنند و بهانه هایشان را رو می کنند و پدران و مادرانی که بیاد دوران کودکی خودشان تسلیم امر و نهی های کودکانشان می شوند. مشام شهر پر از بوی تازگی است. شلوارهای جین نفس پاساژهای داراب را گرفته اند. و انگشتان دست خیاطهای قدیمی شهر تندتر از همیشه حرکت می کنند و شلوارهایی که تند و تند پشت پرده ها تن صاحبانشان را می پوشانند. صدای چرخ خیاطی این روزها شنیدنی است. یادش بخیر روز اول عید، خانه ی مادر بزرگ و پدر بزرگ پر بود از هیاهوی خاله ها و دایی ها و عمه ها، عموها و پسر عموهایی که هم رنگ و هم زبان خودمان بودند. بوی اسپند و صدای شکستنش نویدبخش دست مهربان مادری بود که پیشانی کودکانه مان را با اسپند سوخته سیاه می کرد تا چشم های حسود کور و بدیها دور شوند. همهمه هایی نه چندان غریب که تا ظهر تمام اتاق های خانه پدربزرگ را تجربه می کردند. پچ پچ زنها که بلند می شد صدای شکستن تخمه و خوردن آجیل هم فضای اتاق پذیرایی کهنه و قدیمی خانه را پر می کرد. دیوارهای گِلیِ رنگ و رو رفته هشدار می دادند که مراقب لباس هایمان باشیم، اما پشت کمرمان همیشه خاک آلود بود. و پولِ عیدیِ اندک اما مهم بزرگترها. نگاهمان به قرآنها بود. قرآن را بیشتر از همه دوست داشتیم، هنوز هم عاشق قرآن های قدیمی خانه هستیم. اسکناس های رنگی، عیدی 10 تومانی دوران ما و حالا عصر مدرنِ کارت های هدیه. نحوه نگاهمان به بزرگترها هشدار می داد که دست به جیب شوند. گاهی دیر می شد و بغض مان می گرفت و کز می کردیم تا بالاخره دو ریالی بزرگترها می افتاد و عیدی مان را می دادند. ما همان بچه های کوچکِ چشم انتظار بودیم که اگر بدون عیدی به خانه می رفتیم تا شب صدای غرغرمان بالا بود. و دسته های اسکناس و شمارش چندین باره آنها.10 تومن خاله داده، 5 تومن عمه داده، 15 تومن دایی و بابابزرگ 20 تومانی! بوس بده عیدی بگیر بازار داغی بود که حالا کمرنگ شده است. و گاهی مارکهای آویزان پشت شلوارهای جین بچگی، تابلوبازی کودکانه سال نو، بی خیال همه دردها و غصه های بزرگانه. حالا گاهی پسر عموها هم همدیگر را نمی شناسند و پسر خاله هایی که با هم غریبی می کنند. تنها نقطه اتصالشان گوشی موبایل، تبلت و نرم افزارهایی است که نه عاطفه را می شناسند و نه نسب و نه هم خونی را. حس غریبانه ای است نسلِ جدید، کامران و هومن آشناترند تا خاله و دایی و عمه!!! خدا را شکر که امسال کوزه های سبزه بوی راضیه گرفته اند و اسپندها بوی فاطمه(س). سینی شربت بچه های هیئتی به لطف فاطمه(س) شکر ریز ایام نوروز شده اند. بهار پارسیِ امسال، بهارِ فاطمی است.

سال نو بر شما مبارک.عیدی ما فراموش نشود.
مهرتان پاینده باد-جلیل سلمان


برچسب‌ها: داراب, عید نوروز
[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:19 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: فارس, داراب, عکس
[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 7:44 ] [ جلیل سلمان ]
کشور ترکیه (کاپادوکیه) در گذشته از لحاظ تاریخی، نظامی و سیاسی اهمیت بسیار ویژه ای داشته است تا جائیکه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران را در دل خود رقم زده و این حادثه بزرگ که مایه شوکت و عزت ایرانیان است را به دیواره صخره ها و کوهها کشانده و مورخان بسیاری آنرا در کتب خود به ثبت رسانیده اند.
در جنوب ترکیه فعلی و در شمال شرقی «عین العرب» سرزمینی به نام «اورفا» جای خود را در نقشه های کهن باز نموده تا جایگاه بسیار ویژه ای در میان ایرانیان و رومیان داشته باشد. یادآوری این نام هر قدر برای مردم ایران شیرین باشد برای رومیان از زهر نیز تلخ تر است.


برچسب‌ها: داراب, ادسا, نقش شاپور, ساسانیان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:24 ] [ جلیل سلمان ]

منبع: داراب آنلاین-تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند1393


برچسب‌ها: داراب, رستاق, پاک سازی از زباله
[ شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:23 ] [ جلیل سلمان ]

 به نقل از داراب آنلاین:

در این نمایشگاه که از 15 تا 21 اسفند ماه در ولی عصر داراب برپا می باشد آثار نقاشی، خوشنویسی، گرافیک، عکس، صنایع دستی و ... از هنرمندان به نمایش گذاشته شده است.


برچسب‌ها: داراب, بازارچه هنری
[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:32 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: داراب, سیمان
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:14 ] [ جلیل سلمان ]


برچسب‌ها: داراب, جشن 22 بهمن
[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:3 ] [ جلیل سلمان ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

" چِنُ وِن " یکی از اصطلاحات مردم داراب و به معنای کنجکاوی بیش از حد و بهم ریختن اسباب و اثاثیه است.البته هدف این وبلاگ کنکاش، تحقیق و جستجو و پژوهش است.
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس