چِنُ وِن
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

جلیل سلمان-یکی از باستان شناسانی که منطقه داراب را مورد بررسی و اکتشاف قرار داده است "پیر دو میروشجی"  pierre.de_miroschedji فرانسوی است.

 

مطابق گزارش وی که در سال 1973 منتشر شده است دو شهر در منطقه جنوب شرق فارس بعنوان محل اکتشاف انتخاب و مورد کاوش قرار گرفته اند، فسا و داراب.



حاصل بررسی های وی که منجر به کشف تعدادی سفال در مناطق بیزدان و جوزجان شده است بعد از مدتی توسط یکی از  موسسات دانشگاهی در دوران قبل از انقلاب به زیر چاپ می رود.


 

این اکتشافات و بررسی ها در دره فسا و داراب به نام "پروژه جلیان" معروف است و همانگونه که در سایت این موسسه آمده است:" پروژه جلیان در منطقه‌های باستانی دره فسا و داراب آثاری که سال‌ها پیش در جلیان به دست آمد بررسی شد و دست آوردهای این مطالعه‌ها زیر چاپ رفته است."
با توجه به ابراز علاقمندی برخی از همشهریان دارابی به معرفی اینگونه اکتشافات، به مرور اقدام به انتشار تصاویر سفال های یافته شده در اکتشافات باستان شناسان مختلف خواهیم نمود.
برای استفاده بهتر عزیزان علاقمند، فایل اصلی این گزارش نیز تهیه شده است که تقدیم می گردد.(Miroschedji_1973)

برای دانلود فایل این گزارش بر روی لینک زیر کلیک فرمایید.


فایل pdf گزارش پیر دو میروشجی در فسا و داراب-بیزدان و جوزجان


برچسب‌ها: فارس, داراب, دو میروشجی, بیزدان, جوزجان
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 8:50 ] [ جلیل سلمان ]
دَمام، سازیست که درتقسیم‌بندی سازها جزو سازهای کوبه‌ای است که با نوسان پوست به صدا در می‌آید و در دسته سازهای کوبه‌ای استوانه‌ای شکل قرار می‌گیرد. دمام بیشتر در جنوب ایران بویژه در برازجان و بوشهر رایج است.آنچه از تصویر نگاری‌های گذشته مشهود است حداقل در ۴۰۰۰ سال پیش در میانرودان و مصر طبل‌هایی یافت می‌شده که بعضی از آنها تاکنون به یادگار مانده ‌است. در طول تاریخ مردم طبل‌ها را وسیله‌ای جادویی و قابل ستایش می‌شمردند و آن را به منظور دفع بدبختی و شومی و یا به هنگام فراخوان ارواح پاک می‌نواختند. طبل‌ها برای اعلام خبر امور نظامی هم به کار رفته‌اند، همانگونه که برای آواز و پایکوبی نیز مورد استفاده فراوان داشتند. دمام نیز از این امور در طول تاریخ مستثنی نبوده‌است. طناب پیچی دمام به شکل Y بوده که شبیه به سازهای کوبه‌ای آفریقا و هندی می‌باشد. ظاهراً نام این ساز را از صدای آن تقلید کرده‌اند. از جمله سازهای کوبه‌ای جنوب ایران خصوصاً بوشهر دمام است. دمام در مراسم آیینی گوناگون در جنوب ایران کاربرد داشته ‌است که از آن جمله می‌توان به سنج و دمام، زار، نیkمه‌های دریایی، دم دم سحری و سبالو اشاره کرد.


برچسب‌ها: ایران, دَمّام, جنوب
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 11:33 ] [ جلیل سلمان ]

چشمهایم در جستجوی مکانی خالی از جمعیت بود تا دختر کوچکم بتواند مراسم تعزیه امسال را هم در جوار شهدای گمنام تجربه کند که بطور ناگهانی آتش گوشه خیمه ها توجهم را جلب نمود.گویش اشخاصی که در صحنه تعزیه و در نزدیکی آتش گردهم ایستاده بودند در هوای نسبتاً سرد داراب مرا به یاد گرمی هوای آبادان می انداخت.
با آغاز جنگ تحمیلی و مهاجرت عده کثیری از هموطنان آبادانی به شهرستان داراب، هر ساله در ماه محرم شاهد برگزاری مراسم عزاداری این عزیزان در خیابان پیروزی می باشیم.
آبادانیهای مقیم، آنقدر با مردم داراب عجین و آمیخته شده اند که فقط با آغاز ماه محرم می توان متوجه شد که در شهر ما چه تعداد از آنان حضور دارند و این از برکت نام بزرگ و بلند امام حسین(ع) است که نامش باعث همبستگی و همدلی همه هموطنان عزیزمان شده است.
با آغاز مراسم دمام زنی توسط این گروه آبادانی، آنقدر مجذوب حرکات منظم دستها و برآمدن نوای طبل ها و طنین صدای سنج آنها بودم که به درستی متوجه سوال دختر بچه کوچکی که در کنارم ایستاده بودم نشدم.
صدای دخترانه و کودکانه اش مرا متوجه خود کرد.با صدایی بلند و همراه با حسی آمیخته از کنجکاوی پرسید:

" آقا مگه مراسم تعزیه نیست؟چرا دارن طبل آبادانی می زنن؟"
اما منتظر پاسخم نماند و بلافاصله در بین جمعیت حاضر محو شد.در بین جمعیت به دنبالش گشتم اما او را نیافتم.پاسخ سوالش بر زمین مانده بود.مراسم به پایان رسید و فردای آن روز(عاشورای حسینی) این سوال را برای آقای صمد یعقوبی، کارگردان این تعزیه ارسال نمودم و وی نیز بلادرنگ به آن پاسخ داد.


((با سلام خدمت دوست عزیزم

در ذیل این مکتوب، پاسخ به پرسش جنابعالی درمورد چرایی دمام زنی، پیش از آغاز مراسم تعزیه در شب عاشورای حسینی توسط گروه فرهنگی هنری عترت ارائه می شود؛

 مطابق آنچه در کتابها و مقالات مرتبط با این مراسم آئینی آمده است، دمام زنی از دوران گذشته تاکنون علاوه بر مراسم سينه زني ايام ماه محرم، برای باخبر کردن مردم از ماه محرم و صفر و دعوت آنها به روضه ها و مراسم عزاداری محرم نیز اجرا می شده و در ایران نیز از این شیوه در آئین عزاداری استفاده می شود، بویژه در نواحی جنوب غربی ایران تا جنوب شرقی آن، نوحه خوانی، نوازندگی سنج و دمام در ماه محرم و صفر حکایت از دردها و غمهای فراوان دارد.در ماه محرم و صفر از سازهایی جهت نوازندگی غم و حماسه بنام سنج، دمام و بوق استفاده می شود که نواختن آن حالتی در انسان بوجود می آورد که او را برای سینه زنی و عزاداری آماده می نماید.

در گذشته دور بدلیل نبود سیستم اطلاع رسانی و صوتی، با نواختن سنج و دمام، ساکنین محلات را جهت عزاداری خبردار می کردند.شاید به نوعی انتخاب دمام زنی همخوانی با سیر روایت تعزیه داشته باشد مثلا بنا به باور کارشناسان این عرصه، صدای شیپور معنای شیپور جنگ، صدای سنج، صدای بهم خوردن شمشیرها و صدای طبل، صدای سم اسبان را  برای مخاطب تداعی می کند.

سنج و دمام و بوق هر سه از سازهای تشکیل دهنده این همنوازی است که سابقه آن به بیش از ۱۰۰سال می رسد و آن طور که از شواهد موجود استنباط می شود، ترتیب و تعداد دمام زنان و نوازندگان سنج در نقاط مختلف جنوب، متفاوت است.
در بوشهر، مجموع دمام و سنج زنان ۷،۵و ۹و گاهی بیشتر است، یعنی یک نفر به عنوان "اشکون"(که دمام زن حرفه ای است) در کله صف دمام زنان قرار دارد و بقیه نفرات در طرفین او قرار می گیرند، دو در سمت راست و چپ اشکون وظیفه "غمبر" را ایفا می نمایند و مابقی با آهنگی موزون با آنان همراهی می کنند.
در پایین صف دمام زنان یک نفر سنج زن قرار می گیرد و مابقی سنج زنان در لابلای دمام زنان قرار گرفته و بر اساس یک نت مشخص نوای سنج و دمام را به گوش و دلهای عزاداران می رساندند.البته برخی نیز بر این باورند که احتمالاً این آئین از کشورهای آفریقایی بدلیل مسافرتهای دریایی جنوبیها، به ایران آورده شده است .

بنابراین از آنجائی که به عقیده اساتید و کارشناسان حوزه موسیقی ،موسيقي ايراني اعم از محلي، ملي، دستگاهي و مقامي وامدار موسيقي مذهبي است و هنر تعزيه از بزرگترين مراجع موسيقي ايراني بوده است، این گروه همچون گذشته با فعالیت در امور فرهنگی و آیینی، بنا دارد تا به سهم خود در اقدامات فرهنگی به ایفای نقش بپردازد و این قبیل اقدامات در دیگر مناسبتها نیز توسط این گروه ادامه خواهد یافت.

دوستدار شما صمد یعقوبی))


برچسب‌ها: داراب, تعزیه, دمام, عترت
[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 8:45 ] [ جلیل سلمان ]

جلیل سلمان - سنت حسنه پخت برنج در ایام محرم به دلیل عجین شدن با نام سالار شهیدان حضرت ابا عبدا.. الحسین(ع) و آمیختگی آن با موضوع نذر از دیرباز مد نظر مردم بوده و انجام پخت آن تا امروز نیز ادامه دارد.صاحبان نذر برای دستیابی به حاجات خود بهترین برنج، گوشت، روغن و لپه را خریداری می کنند تا بتوانند با استفاده از مواد اولیه مرغوب ، غذایی مطلوب و شایسته تهیه نمایند.

شخصاً بیاد دارم در ایامی نه چندان دور، پدرم طوری برنامه سفر به مشهد مقدس را برنامه ریزی می کردند که قبل از محرم باشد تا بتوانند در مسیر عبور از شهرهای شمالی کشور بهترین برنج را برای پخت در ایام محرم خریداری نمایند و این کیسه های برنج در داخل اتوبوس باقی می ماند تا به داراب باز می گشتیم.

قبل از تاسوعا و عاشورا برای تهیه هیمه به محله ی لب دریا می رفتیم و آنها را با گاری به منزل حمل می کردیم.روغن خوب و مرغوب از قبل سفارش شده بود و آنرا از روستای رُمبه می آوردند.گوشت را از پیرمراد خریداری می کردیم و دیگ های برنج را که در سالهای قبل خریداری شده بودند از داخل انباری بیرون می آوردیم و همه چیز برای پخت برنج ظهر عاشورا آماده بود.
صبح بسیار زود «درویش» با خواندن شعر معروف « بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا» درب خانه را دق الباب می کرد و همه ما از خواب بیدار می شدیم و به استقبالش می رفتیم.وقتی می آمد اول وضو می گرفت و بلافاصله  جانماز متبرک کربلا را پهن می کرد و نمازش را همانجا پای اجاق می خواند و بعد با دعا پخت و پز را شروع می کرد.آنروز، روز تکرار صدها باره نام قشنگ حسین(ع) بود.

همه زنان قوم و خویش آرام آرام می آمدند و به جمع اضافه می شدند.«درویش» فریاد می زد اول دستهایتان را تمیز بشورید و بعد پای دیگها بیایید.زنها، ظرفهای محتوی «گلی» و «برف» را می آوردند و یکی یکی دستهایشان را می شستند و بعد از دقایقی وضویی تازه می کردند.صدای شرشر آبی که وارد دیگهای برنج میشد از یک طرف و همهمه دخترها و پسرهای قوم و خویش نوید روزی زیبا می داد.بسته های کوچک شمع در دست بچه هایی که به دنبال کبریت بودند خبر از نذر بزرگترهایی می داد که در انتظار رسیدن روز عاشورا هستند.

دعوای دخترها بر سر بهم زدن ظرف قیمه بالا می گرفت و برخی با شرم و حیا و با رخصت از مادرانشان در حین بر هم زدن ظرف قیمه زیر لب دعایی می خواندند تا حاجت روا شوند.مادران اصرار داشتند تا دختران جوانشان اول نیت کنند و سپس قیمه را مخلوط نمایند.

«درویش» برای دخترها با صدای بلند دعا می خواند:"خدایا؛ همه این دخترها سفید بخت بشن، بگو الهی آمین...." و صدای خنده مادرها و دخترها حیاط خانه را لطیف می کرد.تا نام حسین(ع) برده میشد همگی "یا حسین" می گفتند و آب کشیدن برنجها که شروع میشد پسرهای جوان حاضر در جمع دوان دوان برای زیر و بالا کردن برنجهای درون صافیها رقابت می کردند و آنجا بود که پدرها برایشان دعا می کردند تا پسرانشان عاقبت بخیر شوند.

زیر دیگها که روشن میشد شمعها نیز آتش می گرفتند و مردان و زنان حاضر در خانه پس از تهیه خمیر سر دیگ و قراردادن آنها و تنظیم آتش زیر اجاقها برای خوردن صبحانه و صرف چای در کفش کن خانه جمع میشدند.بوی آتش گرفتن هیمه ها همه محله را بر می داشت و همسایه ها متوجه میشدند که امروز یکی از اهالی محله برنج امام حسین(ع) دارد.

زیلویی بزرگ و قدیمی پهن می شد و همه روی آن می نشستند.بوی چپق «درویش» با دودِ هیمه ها یکی میشد و به هوا می رفت.بزرگترها برایمان چای آتشی می ریختند و با نان تیریِ نم شده و پنیرِ محلی از میهمانان پذیرایی می کردند.بعضی ها آب جوش را به درون فلاسک های بزرگ فشاری می ریختند تا آب جوش دم دستشان باشد.دخترها نعلبکین های بزرگ و پهن قدیمی را می شستند و جلوی بزرگترها می گذاشتند.بزرگترها از قدیمترها می گفتند و گفتن« یادش بخیر» بطور مستمر تکرار میشد.صدای تعریف های آنها که بلند میشد ما کوچکترها هم به جمع آنها اضافه میشدیم.بلندیِ صدای آنها همه جای خانه را فرا می گرفت.ضبط قدیمی که روشن میشد صدای شهید دستغیب با گویش شیرازی اش همه را برای خواندن یک فاتحه متوجه خود می کرد.خدا رحمتش کند، نوار دعای کمیلش (با رنگ سبز سیر و مارکِ مکسل)هنوز میهمان خانه مادرم است.

«درویش» بعد از هر چند دقیقه برای چک کردن داغی بدنه دیگ ها می رفت و می آمد، بنده خدا آرام و قرار نداشت و تمام حواسش پیش دیگها بود تا برنج ته نگیرد.

آتش هیمه ها که فرو می نشستند نزدیکی ظهر را هم خبر می دادند.شمعها تا انتها سوخته بودند و صدای فریاد «درویش» که بلند میشد مردان هجوم می آوردند و دست به سینه منتظر دستوراتش می ماندند.برداشتن سر دیگها با بیل بلندی شروع میشد و صدای جز و ولز روغن داغی که روی برنجها می ریخت زنها را متوجه چیدن بشقابهای پهن قدیمی در حیاط خانه می کرد.برنج در بشقاب کشیده میشد و قیمه را روی آن می ریختند و یک کله گوشت در کنار آن می گذاشتند و پسرها دوان دوان با پرسیدن این سوال که "برای چه کسی ببرم؟" سریع می رفتند و با بشقاب خالی بر می گشتند.

اما حالا گاهی یادمان می رود که این برنج نذر امام حسین(ع) است و باید حسینی عمل نمود.گاهی می بینیم که متاسفانه همین برنج متبرک شده با نام حسین(ع) به دلایلی کودکانه مایه قهر و آشتی خانواده ها می شود!!!؟؟

 

بنابراین اجازه ندهیم حرفهایی مثل:

(((چرا برنجتان کم است؟چرا گوشتش کم است؟چرا برای پسرم ظرفی جدا نگذاشته اید؟چرا برای خواهرم برنج نداده اید؟چرا یک ظرف برای فردایمان نداده اید؟چرا ما را پای دیگ دعوت نکرده اید؟چرا ما را غریبه حساب کرده اید؟چرا خواهر همسرت پای دیگ بوده اما ما نبوده ایم؟چرا برای عمو جون خانمت ته دیگ گذاشته اید و برای ما نگذاشته اید؟ و....)))

اصل نذر و نیت ما را که با نام قشنگ حسین(ع) عجین شده است  به حاشیه ببرند و شایسته تر این است که به فکر ایتام و نیازمندان باشیم و آنها را دریابیم و با اهداء همین برنج ها یا مواد اولیه آن به مراکز بهزیستی و کمیته امداد و اقشار ضعیف جامعه اجر نیت پاک خود را از صاحب این روزها که مایه وحدت است نه تفرقه، بطور مستقیم دریافت نماییم.


برچسب‌ها: داراب, محرم, برنج, نذری
[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 10:0 ] [ جلیل سلمان ]
کتاب "بخوانید و بخندید" اثر مازیار رهروی منتشر شد.


 

به نقل از نشریه "داراب امروز " به مدیر مسئولی محمود عطائی، کتاب بخوانید و بخندید اثر هنرمند با ذوق دارابی آقای مازیار رهروی منتشر شد.


نویسنده این کتاب کوشیده است تا در قالب شعر طنز به بیان مشکلات و انعکاس آنها بپردازد.


برچسب‌ها: کتاب, رهروی, مازیار, شعر طنز, داراب
[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 10:54 ] [ جلیل سلمان ]
به گزارش خبرنگار داراب آنلاین، مراسم اجرای تعزیه گروه فرهنگی هنری عترت داراب امسال نیز همچون سال های گذشته در جوار گلستان شهدای گمنام داراب برگزار می شود.

 

صمد یعقوبی کارگردان این گروه فرهنگی هنری به خبرنگار ما گفت: گروه عترت 10 سال پیش اولین اجرای خود را در امامزاده سید ابوالقاسم (ع) داراب آغاز کرد و این مراسم همه ساله به طور مستمر ادامه داشته است.

وی در خصوص برنامه های امسال این مراسم تعزیه گفت: با همکاری انجمن نمایش، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و شورای شهر داراب و همچنین بنیاد شهید، تمرینات گروه عترت آغاز شده است. تعزیه امسال نیز به مدت سه شب اجرا خواهد شد که تعداد بازیگران نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است.

مراسم تعزیه امسال همزمان با شب های تاسوعا و عاشورا از ساعت 19 و 30 دقیقه با اجرای «رضا نیک فرجام» در جوار گلستان شهدای گمنام داراب برگزار می شود.

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 8:39 ] [ جلیل سلمان ]

آقای جواهری، نویسنده کتاب "کلیات اشعار مولانا عرفی شیرازی" در صفحه 3 مقدمه این کتاب در خصوص جستجو و نحوه انتخاب نسخه ای صحیح جهت نگارش آورده است:" معمولاً کتابهایی که از نظرم می گذشت بدون استثناء چاپ هند و همه متفرق و پراکنده بود ولی نسخه های خطی، نسبتاً صحیح تر بود.
وی ادامه می دهد: "در تذکره هائی که از عرفی نام برده اند مأخذ مبسوطی از تاریخ زندگی او بدست نداده اند.اجمالاً نامی از او برده و به انتخاب چند شعری اکتفا کرده اند. فقط کسی که تحقیقات بالنسبه جامعتری کرده "شبلی نعمانی" است که مستندات او بیشتر مآخوذ از "مآثر رحیمی" و "عرفات اوحدی" است.
"آقای جواهری" در صفحه 4 مقدمه کتاب خود نام و نسب عرفی را چنین نوشته است:"جمال الدین متخلص بعرفی،  فرزند زین العابدین، از نوادگان جمال الدین چادرباف است."
 شبلی نعمانی همان صاحب کتاب "شعر العجم" است که توسط آقای فخر داعی گیلانی از هندی بفارسی ترجمه شده است.
وی ادامه می دهد:"صاحب مآثر رحیمی می نویسد:"چون پدرش در دیوان حکام فارس به امر داروغه دارالافضل شیراز مشغول بود نیابت شرعی، عرفی را منظور داشته تخلص خود را عرفی کرد."
تا اینجای ماجرا هیچ مشکلی وجود ندارد اما حقیر برای یافتن ردی از مولی شاه محمد دارابی در هندوستان به پرتره ای رسیدم که در بالای آن نوشته شده :
((پرتره ای از محمد عادل شاه 56-1627 ، بیجاپور. موزه بریتانیا )) و در ذیل آن آمده است که(( دیوان عرفی توسط شاه محمد دارابی در سال 1637 میلادی یا 1046 هجری نوشته شده است))...



This is confirmed by a portrait of Muhammad in a Divan of Urfi written for him by Shah Muhammad Darabi at the capital in 1637 (A.H.1046).

این موضوع در صفحه 22 کتاب "نقاشی های دکن، قرن شانزدهم و هفدهم" اثر: فی بر FABER و همچنین در صفحه 210 کتاب "مطالعات انجام شده روی مجسمه سازی و نقاشی هند" اثر: داگلاس برت DOUGLAS BARRETT نیز به چشم می خورد که نوشته اند: دیوان عرفی توسط شاه محمد دارابی در سال 1637 نوشته شده است.









حال با توجه به توضیحات آقای جواهری در خصوص کتاب کلیات اشعار مولانا عرفی شیرازی که در صفحه 3 کتاب خود نوشته اند:"در تذکره هائی که از عرفی نام برده اند مأخذ مبسوطی از تاریخ زندگی او بدست نداده اند.اجمالاً نامی از او برده و به انتخاب چند شعری اکتفا کرده اند" و همچنین با توجه به پرتره موجود که در خصوص اهمیت و ارزش تاریخی آن  در کتاب اقبال، ابعاد جدید آمده است که تنها نسخه مصور بازمانده(باقیمانده)  و معروف از سلطنت دولتمرد بزرگ سلطان محمد عادل شاه بیجاپور56-1627 این نسخه خطی و نادر است که شاه محمد دارابی آنرا در کتاب خود یعنی دیوان عرفی آورده و نیز کتاب نقاشی های دکن و کتاب مطالعات انجام شده روی مجسمه سازی و نقاشی هند این سوال به ذهن می رسد که دیوان عرفی را چه کسی نگاشته است؟عرفی شیرازی و یا شاه محمد دارابی؟

گذشته از این در خصوص محل تولد مولی شاه محمد دارابی تا کنون سه مدرک مستند به دست آمده که به ترتیب آنها را نیز معرفی می نماییم که همگی نشان می دهند ایشان اهل دارابجرد فارس هستند.

1- تذکره نصر آبادی-میرزا محمد طاهر نصر آبادی-1317-صفحه186:
نصر آبادی در شرح حال وی می گوید: ملا شاه محمد از ولایت "داراب" است طالب علم منقحیست مدتی در هند بود در این سال تشریف آوردند و تذکره شعرا می نویسد.

 



2- فرهنگنامه ادبی هند و فارسی (کاری از پروفسور "نبی هادی"  و مرکز ملی هنر ایندراگاندی است) این فرهنگنامه در سال ۱۹۹۵ به زبان لاتین منتشر شده و ترجمه فارسی آن در سال ۱۳۹۰ توسط آقای سید کمال حاج سید جوادی تحت نام فرهنگنامه زبان و ادب فارسی در شبه قاره هند بر اساس فرهنگ ادبی هند و فارسی در سال ۲۰۱۱ و در ۶۷۲ صفحه به چاپ رسیده است که البته موضوع مورد توجه اینجانب همان اصل کتاب به زبان لاتین است که تحت نام Dictionary Of Indo-Persian Literature توسط Nabi Hadi منتشر شده است.این فرهنگنامه منبعی بسیار مهم در اشتراک گذاری ادبیات و هنر ایران و هند است. در صفحات 379 و 380 این فرهنگنامه از "محمد بن محمد بن دارابی" نیز ذکر خیر شده و همانطور که از نوشته های آن پیداست وی دو مرتبه به هندوستان سفر نموده و شعرای بزرگ هم عصر خود را دیده و شهرهای احمد آباد و دولت آباد را زیر پا گذاشته و نهایتاً مطابق آنچه این کتاب بدان اشاره دارد زادگاه محمد بن محمد دارابی شهری در جنوب ایران، فارس و شهر دارابجرد است و از جمله تالیفات وی " لطائف الخیال" و دیگری " لطیفه غیبی" است که استاد معظم نبی هادی از آنها نام برده است.
 


 


3- کتاب ادبیات فارسی، بررسی  فهرست کتابشناختی
( Persian literature:A Bibliographical survey) اثر C.A.Storey است که وی در جلد اول و فصل دوم این کتاب و در صفحه 818 آورده است: محل تولد "محمد بن محمد دارابی" دارابجرد فارس در ایران است و کتاب های وی را "لطیفه غیبی" و "لطائف الخیال" معرفی نموده است.وی می نویسد: محمد بن محمد دارابی در سالهای 1652 /1062 در احمد آباد هندوستان بوده است.چاپ نخست این کتاب در سال 1953 میلادی به انجام رسیده است.
 

در کتاب تاریخ تذکره های فارسی-احمد گلچین معانی-1363-صفحه 852 –جلد یک امده است: شاه محمد دارابی شیرازی صاحب کتاب تذکره لطائف الخیال است و "عارف" تخلص داشته  و این موضوع در پایان نامه آقای محمد ضیاءالدین پاکستانی در سال 2005 نیز آمده است.
محمد ضیاء الدین در پایان نامه بسیار جالب توجه خود تحت نام نقش ایرانیان در دربار مغول که سالهای 1526 تا 1707 میلادی را مورد واکاوی قرار داده به نام تعداد زیادی از ایرانی هایی که به هندوستان مهاجرت نموده اند اشاره می نماید.وی این پایان نامه را  برای دکترای فلسفه خویش تهیه نموده و استاد راهنمای وی پروفسور دکتر منیر حامد است. دکتر ضیاء الدین در صفحه 197 و در ردیف 372 لیست پایان نامه اش به نام" عارف دارابی شیرازی" صاحب کتاب " لطیفه غیبیه" اشاره می نماید که مربوط به دوران "شاه جهان" است.

 

از طرفی دیگر " آنه ماریا شیملر" در صفحه 339 کتاب خود با عنوان "مطالعه درباره عقاید مذهبی/دینی محمد اقبال" کتاب "لطیفه غیبی"را اثر "میرزا محمد دارابی" دانسته است.همچنین این موضوع در در صفحه 96 کتاب: اقبال، ابعاد جدید نیز آمده است.بنابراین احتمال آنکه مولی شاه محمد دارابی دارای تخلص هایی همچون میرزا، شاه و عارف بوده باشد به یقین نزدیکتر می شود.

***

تحقیق و پژوهی آزاد از جلیل سلمان


برچسب‌ها: عرفی, شاه محمد, دارابی, لطیفه غیبی, لطائف الخیال
[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 7:44 ] [ جلیل سلمان ]

نقل از سایت داراب آنلاین:
ماموران یگان حفاظت میراث فرهنگی با همکاری دادستان زرین دشت، دستگاه های امنیتی و انتظامی در یک عملیات موفقیت آمیز موفق به کشف تعداد 1009 عدد سکه تاریخی و ضبط اموال تاریخی شدند.

علیرضا پرویزی رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان داراب در مصاحبه با خبرنگار داراب آنلاین گفت: این سکه های تاریخی در حین خاکبرداری با لودر از یک مزرعه در داراب وارد یکی از کامیون های حمل خاک می شود که راننده پس از اطلاع از این موضوع سکه ها را به منزل خود واقع در شهرستان زرین دشت منتقل می کند.

وی افزود: با هوشیاری دستگاه های امنیتی و انتظامی و همکاری یگان حفاظت میراث فرهنگی استان و دادستان محترم زرین دشت در بازرسی از منزل این فرد، تعداد 572 سکه نقره، 422 سکه شمشی (معروف به لاری) و 15 سکه طلا  کشف و ضبط شد.

پرویزی گفت: بر اساس نظریه کارشناس محترم سازمان که با حضور در دفتر دادستانی نسبت به کارشناسی اقدام کردند، سکه ها مربوط به دوره "صفویه" می باشد که اصالت آن به تایید کارشناس محترم رسیده است.

وی افزود: سکه های کشف شده پس از طی مراحل قانونی به سازمان میراث فرهنگی تحویل خواهد شد.


برچسب‌ها: داراب, زرین دشت, سکه, طلا, صفویه
[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 9:30 ] [ جلیل سلمان ]

تاریخ انتشار : ۵ مهر 1393

به نقل از پایگاه خبری تحلیلی داراب آنلاین، انتشارات زبانکده کلام کتاب "آداب و رسوم داراب" را در 196صفحه و با تیراژ 1000 نسخه و با بهای 6000 تومان به چاپ رسانده است. علاقه مندان می توانند کتاب مذکور را از کتاب فروشی های معتبر داراب تهیه کنند.

به گزارش خبرنگار داراب آنلاین، انتشارات زبانکده کلام کتاب آداب و رسوم داراب نوشته اقدس مقدسی را منتشر کرد.



در این کتاب آداب و رسوم مراسم مذهبی، مراسم ازدواج، دستور غذاها و شیرینی ها و ضرب المثل های دارابی به تحریر درآمده است.

انتشارات زبانکده کلام کتاب "آداب و رسوم داراب" را در 196صفحه و با تیراژ 1000 نسخه و با بهای 6000 تومان به چاپ رسانده است. علاقه مندان می توانند کتاب مذکور را از کتاب فروشی های معتبر داراب تهیه کنند.

منابع استفاده شده در مطالب کتاب، یادداشت ها و دست نوشته های مولف طی سالیان گذشته و تحقیقات میدانی و تجربه های مولف در تولیدات انواع غذاها و شیرینی ها ذکر شده و طراحی جلد این کتاب را سید عبدالعلی پدارم انجام داده است.


برچسب‌ها: کتاب, داراب, فارس, آداب, رسوم
[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 10:40 ] [ جلیل سلمان ]

تاریخ انتشار : ۳ مهر ۱۳۹۳
به نقل از داراب آنلاین:
-اخبار فارس(140 سال پیش)
قوم الملک به جهت نظم ایلات عرب و بهارلو رفته بود از قرار مذکور طایفه عرب را استمالت داده و در داراب جمع کرده مشغول وصول مالیات آنهاست.این اوقات چند طفل در شهر مفقود شده، معلوم نیست چه شده اند.بعضی امراض از قبیل قولنج و نوبه غش در شهر شایع است.
*-ایران/19 شعبان 1291 قمری/1 اکتبر 1874 میلادی/شماره 232/ص 1

-انتظام امور ایلات عرب و بهارلو توسط قوام الملک(136 سال پیش)
بعد از رفتن قوام الملک به صفحات داراب و جهرم ایلات عرب و بهارلو و غیره را جمع آوری کرده و هر یک طایفه را به کدخدای آن طایفه سپرده و در محل مخصوص آنها را سکنی داده که در ین زمستان آسوده بوده به طور بی نظمی حرکت نکنند و مالیات خود را بدهند.نواب والا معتمد الدوله حکمران فارس قرار دادند مبلغ معتدبه پول سیاه به بوشهر فرستاده شود.
*-ایران/12 ذی حجه 1295 قمری/7 دسامبر 1878 میلادی/شماره 374/ص 1

- لشکرکشی(116 سال پیش)
هر روزه على التواتر لشكر و سپاه و تفنگچى از بوشهر از حضرات دشتستانى ميرسند و بجاشك [جاسك] ميروند از اين طرفة از قرار مسموع مبالغ كثيرى سوار و پيادۀ طايفۀ عرب و بهارلو از طرف داراب حركت كرده از كرمان هم ميرسند تمام اين مسلمانان بجنگ مسلمانان و برادران خود ميروند گويا العياذ باللّه دولت متبوعه ما يك مرتبه خواست واسطۀ مخابرۀ اخبارات و وقايعات درين صفحات [بشود]، [و]فقط تلگرافخانه جاشكست [جاسكست]، كه آنهم دست ديگران است در اين اطراف ابدا تلگراف‌خانه نيست مشخص است كه در همچو امروزى تلگرافچى جاشك [جاسك]اطاعت امر دولت و ملت خودشرا دارد و بهر قسم بخواهد يا بزرگان او دستور العملش بدهند بدولت اخبار ميدهد.
*-حبل المتين/ ٢٩رمضان  ١٣١۵قمری/ ٢١ فوريه  ١٨٩٨میلادی/شماره  ١۴/ صص ١۶١ - ١۶٠

-ختم معاملات دیوانی(115 سال پیش)
جناب قوام الملک چندیست در داراب و لار و سبعه رفته اند جهت ختم معاملات دیوانی از آنجا بگله دار رفته قلعه شیخ عامر را که همواره محل اشرار بود خراب کردند و اهل آنجا را متفرق ساخته چند نفری هم از اهالی آنجا و اهل اردو مقتول و مطروح گردیدند.
*- حبل المتين/ 22 ذی الحجه 1316 قمری/ 1می 1899 میلادی/شماره 25/ص  22

-نا امنی در فارس(108 سال پیش)
صداى ناامنى از اطراف و جوانب فارس بلند است.دره داراب چند رأس الاغ و بار برده‌اند و يكنفر را هم زخم منكرى زده‌اند؟ راه جهرم قافله را زده‌اند و مال التجاره آنها را بغارت برده‌اند؟ راه نيريز و صابونات كسى جرات عبور ندارد كه بكلى از مغشوشى بند آمده؟ در طرف بهبهان كه نپرسيد پس از آنهمه خونريزى داخله و خارجه اين شهر كوچك تازه روزى است راحت شده‌اند يعنى دار شهر بهبهان ولى خارجش بزن و ببر مثل ساير نقاطست طرف كازرون و راه بوشهر از همه‌جا بدتر و پرخوف‌تر است چنانچه رئيس پستخانه بوشهر جناب سروش الملك كه براى اصلاح مزاج بشيراز آمده بود و سابق بعرض رسانيدم در سرمكين در سه فرسخى كازرون گرفتار سارقين ميشود اينقدر او را زده‌اند كه ميگويند مشكل است جان بدر ببرد.
*-چهره‌نما/١٠ شوال  ١٣٢۴ قمری/ ٢٧ نوامبر ١٩٠۶میلادی /شماره ٣٠١ /ص  ۶ 

-بی نظمی و نا امنی در صفحات لارستان و بندرعباس(90 سال پیش)
از نکبت دسته بندی و پشت هم اندازی مرکز یک ماه است از حیث نا امنی بین بندرعباس و لار طرق و شوارع و عبور مال التجاره مسدود چه قوافل مبتلا به دستبرد سارقین شده چند نفری از مکاری هم مقتول و مال التجاره کلی را غارت کرده اند از طرف تجار لار و عباسی منع حمل و نقل شده خلاصه از دسائس مرکز اطراف داراب و فسا ...تمام دست تطاول و یغماگری و چپاول دراز است، با این وضع تاجر بی چاره تا چه اندازه میتواند حفظ آبرو و اعتبار و شرف خود را بنماید.
*-حبل المتين/٣١ شهريور ١٣٠٣شمسی/٢٢صفر ١٣۴٣قمری/ ٢٢ سپتامبر ١٩٢۴میلادی /شماره ١١ /صص ٧ - ۶

-رواج روزافزون قاچاق در لارستان در نتیجه ضعف اداره گمرکات بنادر و جعل اوراق بهادار در این خطه توسط تجار(86 سال پیش)
يكنفر تاجر لارى: از موقعى كه امور انحصار از ماليه مجزى و كاملا تحت كنترل گمرك درآمده و دسيسه مديران بلژيكى كه هميشه روحا برخلاف ازدياد عوائد مملكت ايران بوده، مستشاران آمريكائى را باسم صرفه‌جوئى و حذف بودجه انحصار اغفال و اخيرا انحصار را جزو گمرك نمودند. فعلا موضوع، مسئله قاچاق لارستان است كه بعد از كوتاه شدن دست مأمورين ماليه از امور انحصار، برخى تجار كه بوئى از وطن‌خواهى بمشامشان نرسيده و هيچ علاقه به آب و خاك ايران ندارند، بدست پا افتاده، از طرف گاوبندى كه شيخ مذكور از طرف قوام الملك حاكم آن است، از طريق بلوك خنج، بخيه‌جات و تراكم‌جات اتصالا قند و شكر قاچاق وارد، دخل شيخ مذكور خان به روزى پنج شش هزار روپيه رسيده، تمام اجناس انحصار وارد لار و بدون مانع خارج ميشود.
شعبات قاچاق حاج مزبور سيرجان نيريز-داراب است، كه تمام قند و شكرها را از بخيه‌جات خريده و بانجاها حمل مينمايند.با صداى بلند فرياد مى‌كنيم كه چرا گمرك مأمور به لار نميفرستد و چرا دولت دست مأمور حاليه را بسته و تيغ بدست قاچاقچى داده است
*-حبل المتين/ ١٩  تير  ١٣٠٧  شمسی/ ٢٢  محرم  ١٣۴٧  قمری/ ١٠  جولاى  ١٩٢٨  میلادی/شماره  ٣١ - ٣٠ /صص  ١٩ - ١٨ 

-حمله گسترده ملخ دریائی به باغات و مزارع(84 سال پیش)
امساله هم ملخ دریائی باغات و بساتین این حدود را تهدید می نماید و مبارزه مأمورین دفع ملخ اگرچه بی نتیجه نبود ولی نتوانسته کاملاً جلوگیری از این حیوان موذی بنماید و فعلا ملخ های پردار متهاجم بکوهستان شده گل و بادام و رز و سایر اشجار آنجا در خطر است و اشجار باغهای قریه الخیر هم مورد حمله این حیوان واقع شده است.و ملخ های بی پر بگندم قریه الخیر داخل شده و تا حال مقداری هم ضرر رسانیده است و در سایر نقاط داراب هم ملخ فراوان است تا چه پیش آید.
*-حبل المتين/24 تير 1309 شمسی/ 18 صفر  1349 قمری/ 15 جولاى 1930میلادی/شماره  28-27 /ص 30

منبع:گزیده مقالات و اخبار مهم روزنامه های مهم درباره خلیج فارس-حبیبی، حسن-انوری-بنیاد ایران شناسی-1387

 استخراج، تایپ و ارائه از: جلیل سلمان


برچسب‌ها: داراب, قوام الملک, نا امنی, ملخ, بهارلو
[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 14:48 ] [ جلیل سلمان ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

" چِنُ وِن " یکی از اصطلاحات مردم داراب و به معنای کنجکاوی بیش از حد و بهم ریختن اسباب و اثاثیه است.البته هدف این وبلاگ کنکاش، تحقیق و جستجو و پژوهش است.
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس